تبلیغات
دهه ی شصتی ها - بچه های دهه شصت و موقعیت حساس کنونی
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : اثیر م
نویسنده
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دهه ی شصتی ها




یکی از دوستان این متن رو برام فرستاده بود. ازون جا که جالب و وصف حال خیلی از بچه های دهه شصتی بود حیفم اومد اینجا نیارم:

نطفه مونو تو جنگ بستن. تو ویرونیش به دنیا اومدیم. تو سر و صدای سازندگیش بزرگ شدیم. به ما که رسید مدرسه ها غیرانتفاعی شدن. رسیدیم کنکور انواع اقسام کلاسارو گذاشتن.

اومدیم ماشین بابامونو بپیچونیم یارانه ی بنزینو برداشتن. دهنمون سرویس شد کار پیدا کردیم صاب کارمون دیگه پول نداشت بهمون بده (کارخونه ورشکست شد).  رفتیم اینترنت دیدیم زده دسترسی به این سایت امکان پذیر نیست. حرف دلمونو به دختری که دوسش داشتیم نتونستیم بزنیم، شکست عشقی خوردیم امدیم سیگار بکشیم روش انواع اقسام عکسارو کشیدن که سیگار نکشین. با یکی دیگه دوس شدیم با هزار مصیبت رفتیم بیرون گشت ارشاد به جرم بی جرمی گرفتمون. اومدیم بریم سربازی 18 ماه شد 24 ماه. اونم چه جوری؟ هر روز از امریکا گرفته تاااااااااااااااااااااا بیا برس به امارات تهدید به حمله کردن .

 خواستیم از ایران بریم دلار شد 2000تومن. گفتیم الافی دیگه بسه بریم زن بگیریم سکه شد 1000000 سر سفره عقد کسی بهمون سکه نداد. زنمونم تا دید سکه شده خداد تومن سری رفت درخواست طلاق داد...

حدود سی سال هم تو موقعیت حساس کنونی بودیم. موقعیت حساس کنونی عجب موقعیت استراتژیکیه که علیرغم اسم ظاهریش که ظاهراً زمان حال رو در بر میگیره هم زمان گذشته، هم موقعیت کنونی و هم موقعیت آینده رو پوشش می ده؛ لامصب تموم هم نمی شه

خدایا بچه های دهه 60 چه هیزم تری بهت فروختن





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 9 اسفند 1390 :: نویسنده : اثیر م
چهارشنبه 11 مرداد 1396 03:58 ب.ظ
Do you mind if I quote a couple of your articles as
long as I provide credit and sources back to your weblog? My blog site is in the very same
niche as yours and my users would genuinely benefit from some of the information you present here.
Please let me know if this ok with you. Many thanks!
شنبه 13 اسفند 1390 01:50 ب.ظ
ببین اگه خدا جوابتو داد جان من برا منم بفرست.منم کجکاوم بدونم.
اثیر محالا فعلا تو نوبتم. خیلیای دیگه قبل از من تو صف بودن. جوابشو گرفتم حتما خبرت میکنم.
سه شنبه 9 اسفند 1390 10:18 ب.ظ
سلام و صد سلام
آقا حرف دل مارو نوشتی خداییش
ماکه بچه بودیم بزرگتر سالاری بود و بچه آزاری
حالا که بزرگ شدیم اگه بچه ها .... و بخوایم بگیم عزیزم قربونت برم نکن، رسما سرویسمون می کنن.

ماکه نوجوان شدیم بچه مردم!!!!! رو همیشه می کوفتن تو سرمون که بهش پول تو جیبی اصلا نمیدن، هیچوقت تفریحات نمی برنش، دوچرخه و آتاری و ... رو به چشم ندیده و معدلش بیسته، تیزهوشانه، کوفته، زهرماره و....

ما که بزرگ شدیم دیپلم = بیکار درنتیجه لیسانس گرفتیم و یهو معادله تغییر کرد -----> لیسانس = بیکار. جررر خوردیم فوق لیسانس گرفتیم که آب پاکی رو ریختن رو دستمون، کلا بیکار

دوران عشق و عاشقی ما که شد، چت روم و سارژ بده وب بگیر و مهریه های فوق خرکی و طلاق به خاطر مهریه مد شد

اگه بزرگترین جنایتکارای تاریخ از این دهه شصتیا نباشن حتما از کهکشانهای دیگن.
اثیر مسلام دوست عزیز
این حرف دل همه ماست. هر چقدر که مدرکامون رو بالا بردیم همون اندازه از ارزوهامون دور موندیم. الانم که قیمت سکه و طلا سر به فلک گذاشته . از تفریحات و سرگرمی هم که ... اصلن حرفشم نزن.
به ما که رسید آسمون تپید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر