تبلیغات
دهه ی شصتی ها - امید
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : اثیر م
نویسنده
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دهه ی شصتی ها




پیری به نظرم چیزی نیست جز بی آیندگی ، 

و اگر انسان دچار پیری زودرس می شود ، 

برای این است که فردایی نمی بیند...!



محمود دولت آبادی /نون نوشتن




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 3 شهریور 1391 :: نویسنده : اثیر م
جمعه 13 مرداد 1396 12:05 ب.ظ
I'm really impressed along with your writing skills and also
with the layout for your weblog. Is that this a paid topic or did you modify
it your self? Either way keep up the excellent
quality writing, it is uncommon to peer a great blog like
this one nowadays..
دوشنبه 9 مرداد 1396 08:09 ب.ظ
I savour, lead to I discovered just what I used to be looking for.

You've ended my 4 day lengthy hunt! God Bless you man. Have a nice day.
Bye
جمعه 17 شهریور 1391 06:40 ب.ظ
سلام

بالاخره ...
... مطلب جدید " روزگار ما: حکایت دغدغه های یک مدیر "... منتشر شد ...

یه مطلب کاملاً متفاوت که فکر میکنم برات جذاب باشه !...
... لطفاً مشارکت فعالی توی مطلب داشته باشید !
... " درج نظر " و " شرکت توی نظرسنجیَم فراموش نشه " !....
... نفرمایید یادم رفت !

منتظر حضور گرمابخشت هستم ...

روزِ پُرثمر و خاطره ای داشته باشی .
اثیر مممنون از حضورتون.
حتما
شاد باشید.
پنجشنبه 16 شهریور 1391 01:46 ب.ظ
چــه خــوش خیـــــــال اســـ❤ـت!!!

فــــ❤ـــاصلــــه را مـــ❤ـــی گویــــم!!!

به خــــــ❤ـــیــالــــش

تـــــ❤ــو را از مـــ❤ـــــن دور

کــ❤ــــرده...

نـــــــ❤ــمــی دانــد

تــــ❤ــو جـایـــت امــــ❤ـــن اســـت

ایــــــ❤ــنجــــا

مـــــیــــان دلــــ❤ــــــــم...
یکشنبه 12 شهریور 1391 11:30 ب.ظ
سلام

بازم به وبت اومدم تا دعوتت کنم به :
" روزگار ما: حکایت دغدغههای یک مدیر "...
... واسه خوندنِ یه دغدغهیِ بروز دیگه :
" تراژدی بیپایانِ دوستیهای خالهخرسه ! "

باعث خوشحالیمه...
... دونستنِ نظرِت در مورد مطلب؛
... شرکت توی نظرسنجی؛
... و خوندن 6 بند یادآوری ای که زیر قسمت " درباره وبلاگ "... زیر عنوان " قابل توجه مخاطبان "روزگار ما" " آوردم ...

منتظر حضور گرمت هستم ...

شبِ زندگیت... پُر ستاره .
اثیر مازین که به این صفحه هم سری میزنید بی نهایت سپاسگزارم. حتما مزاحمتون میشم.
شاد و موفق باشید.
یکشنبه 12 شهریور 1391 05:57 ب.ظ
سلام

خوش اومدی... دوست خوبم ...

درسته ...
مدیریت منابع انسانی... مدیریت حیاتی ترین و پیچیده ترین منبع و ورودیِ یه سازمان ...
... " یکی از " دانشایی که یه مدیر باید بهش مسلط باشه ...

مؤفق باشی توی تحصیلاتت ...
... ظاهراً چند سالیه زیر-شاخه های رشته مدیریت خیلی افسار گسیخته توسعه پیدا کردن !
... البته HRM جای ارزشمند خودشو داره...
... ولی وقتی میبینم واسه ارضای حسِ ریاست طلبیِ نهادینه شده توی روحیه ایرانی-جماعت، به اول هر شته‌یِ ربط و بیربطی، یه پیشوند مدیریت بستن؛ افسوس میخورم !

چون میدونم خروجی این فرآیند ، افرادِ حتی اسماً و مدرکاً؛ مدیر نیست !
... چون این بنا از همون پروسه ورود و شناسایی استعدادا و نحبه های اجرایی مشکل داره ...

بگذریم ...

امیدوارم توی مطالعه؛ عزم و انگیزه و حوصله بیشتری داشته باشی ...
... یادت باشه که مطالعه؛ ضرورت زندگی یه مدیر واقعیه ... نه انتخاب !

ایام... به کام .
اثیر مسلام دوست عزیز
خواهش میکنم.
متاسفانه مدیریت در ایران راه درستی رو پیش نگرفته بخصوص در زمینه منابع انسانی. وقتی صحبت از منابع انسانی میشه صرف نظر از تحصیلات تخصصی در این رشته تنها به داشتن چند سال سابقه بسنده میشه. و در آخر به همین وضعی که شاهدش هستیم دچار میشیم.
تملق، چاپلوسی، پارتی بازی و ... آفت مدیریت امروز ایرانه
پنجشنبه 9 شهریور 1391 11:05 ق.ظ
به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی

کسی که دوستت داره، همش نگرانته. به خاطر همین بیشتر از اینکه بگه دوستت دارم میگه مواظب خودت باش.

و بالاخره خواهی فهمید که :
همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود" هست.
یک کم کنجکاوی پشت "همین طوری پرسیدم" هست
.قدری احساسات پشت "به من چه اصلا" هست.
مقداری خرد پشت "چه میدونم" هست.
و اندکی درد پشت "اشکالی نداره" هست.
اثیر مما که هنوز به اون نقطه از زندگی نرسیدیم.
یکشنبه 5 شهریور 1391 05:05 ب.ظ
سلام دوسی جونم
با 4 پست آپم وقت کردی بیا
اثیر محتما . خوشحال میشم
یکشنبه 5 شهریور 1391 05:05 ب.ظ
قافیه های بلند نگاهت
همیشه در آخرین لحظات
به داد بیت های کوتاه غزلم می رسند
وقتی که نیستی اما
دستهای سیاه شعر سپیدم بالاست
جمعه 3 شهریور 1391 11:17 ب.ظ
سلام

خبر داری " روزگار ما: حکایت دغدغه های یک مدیر " بروز شده... ؟!
... با یه مطلب و دغدغه جدید ... :
" با تو اَم !... اِی خودکُشِ بیگانه پرست !!! "

اینبار بازَم سعی کردم کوتاهتر بنویسم ...
... توی سبک نگارشَمَم تغییرایی ایجاد کردم ...

لطفاً بیا و نظرتو بگو... ممنون میشم توی نظر سنجیَم شرکت کنی ...

جمعه پُر خاطره ای داشته باشی .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر