تبلیغات
دهه ی شصتی ها - این قافله عمر عجب می گذرد....
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : اثیر م
نویسنده
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دهه ی شصتی ها




آدم تا وقتی کوچیکه همه چیز بزرگ به نظرش میاد.

فاصله روز تا شب اندازه یک سال

یک سال به اندازه یک عمر

فاصله خونه تا مدرسه اندازه چند فرسخ

فاصله سنی تا آدم بزرگا اوووه خییلییی

 اما همین که بزرگ تر میشه این فاصله ها کمتر و کمتر میشه

فاصله روزها 

فاصله سالها

فاصله سن ها

و....

به حدی که تو سن پیری به این نتیجه می رسه که دنیا  دو روزی بیش نبوده

 

انگار همین دیروز بود که شمع تولدمو فوت کردم . یک سال مثل برق و باد گذشت و دوباره رسیدم به همون روزی که اومدم به این دنیا.

خداروشکر این یک سال هم به هر ترتیبی که بود گذشت....

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 23 شهریور 1391 :: نویسنده : اثیر م
دوشنبه 16 مرداد 1396 03:08 ب.ظ
Awesome blog! Is your theme custom made or did you download it from somewhere?
A design like yours with a few simple adjustements would really make my blog shine.
Please let me know where you got your theme.
Thanks a lot
یکشنبه 15 مرداد 1396 02:42 ق.ظ
Thank you for sharing your thoughts. I truly appreciate your efforts and I am waiting
for your further write ups thanks once again.
سه شنبه 10 مرداد 1396 12:24 ق.ظ
I'm curious to find out what blog system you happen to be working with?

I'm having some minor security issues with my latest website and I'd like to find something more secure.
Do you have any suggestions?
دوشنبه 5 تیر 1396 06:07 ق.ظ
core از خود نوشتن در حالی که صدایی مناسب در آغاز آیا واقعا نشستن خوب با من پس از برخی از زمان.
جایی درون پاراگراف شما
در واقع قادر به من مؤمن اما فقط برای کوتاه در حالی که.

من با این حال مشکل خود را
با جهش در مفروضات و یک ممکن است را خوب به کمک پر همه کسانی شکاف.
در این رویداد شما که می توانید انجام من را قطعا بود
تحت تاثیر قرار داد.
چهارشنبه 5 مهر 1391 11:06 ق.ظ
تولدت مبارک
اثیر مخیلی ممنون دوست عزیز
سه شنبه 4 مهر 1391 12:40 ق.ظ
عجب پایی گریزان دارد این عمر!!

جالبه منم موضوعم همین بود تقریبا
اثیر مبه این دلیل که چیز جدیدی نیست
همه به گذر عمر مبتلا هستن
جمعه 31 شهریور 1391 10:00 ب.ظ
سلام دوباره...

ممنونم از اومدنت به " روزگار ما " ...

در مورد دیدگاهت ...
... باهات مؤافقم؛ دوستِ من ...
... منم اگه دیدگاهمو توی این موضوع حقوقی - مذهبی عرض کردم، از دریچه نگاه یه مخاطب عام بود؛ با در نظر گرفتن این واقعیت، که پیش‌بینی می‌شد از حکم اعدام چه نتیجه ای حاصل بشه، و حالا شاهد چه دستاوردی هستیم !

منطقاً صحیحه که نهاد ذیمدخل در وضع احکام جزایی(قوه قضائیه)، از نگاه دو طرف (مُجرم - قربانی) به موضوع نگاه کنه؛ امّا اکیداً پذیرفته نیست که در این بین، از حوزه نگاه حرفه ای و منطقی خارج بشه و احساسی و متعصبانه، روی حُکمی پافشاری کنه !

امیدوارم زمانی... بالاخره زمانی، کارشناسان و مسئولین مربوطه بفکر اصلاح و جایگزینی حُکم ناکارآمد و کم اثر " اعدام " بیفتن !...
... زمانی که برای اصلاح و وبهبود، خیلی دیر نباشه !

توی نظرسنجی مشارکت نکرده بودیا !!!

شبِ بیادموندنی ای رو برای شما آرزو میکنم .
اثیر مما هم بی صبرانه منتظر آمدن چنین روزی هستیم .
جمعه 31 شهریور 1391 09:59 ب.ظ
سلام

یادآوریِ نوستالوژیک و بجایی بود ...

فکر میکنم مهم، کیفیت گذرانِ لحظه های عُمرمونه؛ نه کمیّتش ...

تولد قشنگتَم؛ با تأخیر مبارک ...
سی‌صد سال به این سالها !

شب؛ خوش .
اثیر مسلام دوست عزیز
باهاتون موافقم.
خیلی ممنونم از لطفتون
و باز ممنون که به اینجا هم سر میزنید.
پایدار باشید.
یکشنبه 26 شهریور 1391 04:21 ب.ظ
سهم “من” از “تو” عشق نیست ، ذوق نیست ، اشتیاق نیست

همان دلتنگی بی پایانی ست که روزها دیوانه ام می کند !
اثیر مزیبا بود دوست عزیز
شنبه 25 شهریور 1391 06:28 ب.ظ
سلام

توی " روزگار ما: حکایت دغدغههای یک مدیر " منتظر تو هستیم... دوستِ خوبم ...

با یه مطلب اجتماعی :
" روی شِنهای ساحلی نقاشی نکنید؛ لطفاً ! "

لطفاً؛ نوشتن دیدگاهت در مورد مطلب و شرکت توی نظرسنجی وبلاگ (ستون سمت راست) فراموش نشه !

روز و شبِت... به روشنایی خورشید .
اثیر محتما . باعث خوشحالیه
جمعه 24 شهریور 1391 08:48 ب.ظ
سلام

توی " روزگار ما: حکایت دغدغههای یک مدیر " منتظر تو هستیم... دوستِ خوبم ...

با یه مطلب اجتماعی :
" روی شِنهای ساحلی نقاشی نکنید؛ لطفاً ! "

لطفاً؛ نوشتن دیدگاهت در مورد مطلب و شرکت توی نظرسنجی وبلاگ (ستون سمت راست) فراموش نشه !

روز و شبِت... به روشنایی خورشید .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر