درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : اثیر م
نویسنده
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دهه ی شصتی ها




عید تموم شده اما هنوز دید و بازدیدهای عید ما تموم نشده . به هر حال سالی یه دفعست دیگه. واقعا بعضی از بازدیدهای ما شده سالی یه بار. خیلی هاشونم دیگه همون سالی یک بار هم نیست.

امروز مهمون خاله خانم بودیم و موقع برگشتن همه ی    CDکارتون های  دخترخاله هامو جمع کردم با خودم آوردم . اونم چه کارتون هایی !!! یه کم از سن و سال خودم خجالت کشیدم . ملت امروز آزمون دکتری دادن اون وقت من ...

 اما مهم نیست کودک درونم به این چیزا نیاز داشت. من همیشه به کتاب کودک علاقه خاصی داشتم. محاله هر سال سری به غرفه کودک نمایشگاه کتاب نزنم چون تنوعی که تو غرفه کودک و نوجوان هست تو غرفه های دیگه نیست.

 ولی دوران کودکی ما با این که این همه تنوع و تجملات کودکانه نداشت خیلی خاطره انگیز تر و باصفا تر از بچه های امروزی بود . بچه های امروزی به قدری در زندگی بزرگترها غرق شدن که کم مونده تو بحث های سیاسی و اقتصادی مملکت هم شرکت کنن و نگران گرونی بنزین و گوشت و دلار و طلا و ...  باشن. ولی کار از نگرانی هم گذشته 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 25 فروردین 1391 :: نویسنده : اثیر م
نمی دانم مشکل از کجاست !!
 از صبر یا کاسه ؟؟!! 

این روزها زیاد لبریز می شود  !




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 23 فروردین 1391 :: نویسنده : اثیر م

برای خودت زندگی کن..


کسی که تو را دوست داشته باشد؛ 


با تو می ماند و برای داشتنت می جنگد.


اما اگر دوستت نداشته باشد 


به هر بهانه ای می رود...

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 23 فروردین 1391 :: نویسنده : اثیر م

سال 90 با تمام اتفاقاتش شد پارسال. هنوز مطمئن نیستم که سال خوبی برام بوده یا نه اما خدارو شکر میکنم به سلامتی تموم شد و رفت. از حق نگذریم خیلی خوب شروع شد داشت خوب پیش میرفت اما بعدش رفته رفته بد شد. من رفتم سر کار. کاری که ازش متنفر بودم و نمی دونم چطور 9 ماه تموم تحملش کردم. خیلی حرفها شنیدم. خیلی حرفا رو باید می شنیدم و دیر به گوشم رسید. به هر ترتیب تصمیم گرفتم که فراموش کنم و همه اون خاطرات  رو تو سال گذشته دفن کردم. تصمیم گرفتم دوباره خاطراتم رو بنویسم. خیلی وقته دارم این کارو میکنم . نوشتن باعث میشه افکار منفی و اعصاب خورد کن  که تو سرم میچرخن از ذهنم خارج بشه و به دفترم منتقل بشه .خودکارم روی دفتر دقیقا همون کاری رو میکنه که زنجیر متصل به تانکر حمل بنزین رو زمین.

به هر حال، من ازون کار اومدم بیرون. حالا حالاها هم سراغ هیچ کاری نمیرم. باید به این اعصاب داغون یه سروسامون بدم. شاید سفر حالم رو بهتر کنه. واسه عید قرعه سفر به اسم سنندج افتاد و اگه خدا بخواد تا چند روز دیگه عازم سفر میشیم.

برای همه آرزوی سالی خوش همراه با سلامتی دارم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 1 فروردین 1391 :: نویسنده : اثیر م


 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic